گرجستان، این سرزمین میان اروپا و آسیا، همیشه در ذهنم مثل گوهری پنهان بود. وقتی تصمیم گرفتم برای 5 شب و 6 روز به تفلیس سفر کنم، نمیدانستم این شهر چقدر میتواند مرا شگفتزده کند. اینجا شما را به سفری خاطرهانگیز میبرم، سفری پر از طعم، رنگ و حالوهوای خاص تفلیس.
روز اول: ورود به تفلیس
با پروازی کوتاه به فرودگاه بینالمللی تفلیس (Tbilisi International Airport) رسیدم. هوا مطبوع و آسمان آبی بود. تاکسی گرفتم و به هتل رفتم. هتلم در نزدیکی میدان آزادی (Freedom Square) بود، نقطهای پر جنبوجوش و قلب تپنده شهر. بعد از کمی استراحت، به گشتوگذار در این میدان پرداختم. ساختمانهای قدیمی با معماری اروپایی، ترکیبی از مدرنیته و سنت را به نمایش میگذاشتند. اطراف میدان، فروشگاهها و کافههایی وجود داشت که هر کدام حال و هوای خاص خودشان را داشتند. بعد از کمی پیادهروی، به پارکی کوچک در نزدیکی میدان رفتم و از آرامش فضای سبز لذت بردم. شب را با شام در رستوران "فونا" (Funicular Restaurant) گذراندم. برای اولینبار “خاچاپوری” (Khachapuri) خوردم، نانی پر از پنیر که طعمی بینظیر داشت و مرا شگفتزده کرد. اگر دوست دارید تا سری به این رستورانهای جذاب با غذاهای بینظیرش بزنید، پیشنهاد کوچینه، تور اقساطی تفلیس است!

روز دوم: کشف شهر قدیمی
روز را با بازدید از شهر قدیمی تفلیس (Old Tbilisi) شروع کردم. این بخش از شهر با کوچههای باریک و سنگفرش شده، خانههایی با بالکنهای چوبی و رنگارنگ و حس و حالی که هر گوشهاش داستانی از تاریخ میگفت، مرا مجذوب خود کرد. هر قدم که برمیداشتم، حس میکردم در دل تاریخ قدم میزنم. در مسیرم، به یک کلیسای کوچک با معماری قدیمی برخورد کردم که فضای آرامشبخش آن مرا به خود جذب کرد.
مسیرم را به سمت حمامهای سولفور (Sulfur Baths) ادامه دادم. این حمامها، که از چشمههای آب گرم طبیعی تغذیه میشوند، قدمتی چند صد ساله دارند. وقتی وارد حمام شدم، فضای بخارآلود و بوی خاص گوگرد حس متفاوتی ایجاد کرد. تجربهای آرامشبخش و درمانی بود که خستگی را از تنم بیرون کرد. بعد از آن، به "رستوران شوخ" (Shukh Restaurant) رفتم و غذاهای سنتی گرجی مثل “لوبیو” (Lobio) و “بادریجانی” (Badrijani) را امتحان کردم. این غذاها با طعمهای خاص و تازهشان، تجربهای لذتبخش برایم به ارمغان آوردند.
شما میتوانید با انتخاب تور اقساطی گرجستان، بدون دغدغه مالی سفری فوقالعاده داشته باشید!

روز سوم: نمایی از شهر
صبح زود به قلعه ناریکالا (Narikala Fortress) رفتم، جایی که نمایی بینظیر از شهر تفلیس داشت. این قلعه بر فراز تپهای سرسبز واقع شده و به قرن چهارم میلادی بازمیگردد. با تلهکابین به بالای تپه رفتم و از مناظر زیبای رودخانه کورا (Kura River) و شهر لذت بردم. در داخل قلعه، بقایای برجها و دیوارهای قدیمی به چشم میخورد که هر کدام داستانی از گذشته داشتند. همچنین در نزدیکی قلعه، کلیسای سنت نیکلاس (St. Nicholas Church) قرار داشت که فضای روحانی خاصی داشت.
از آنجا پیاده به باغ گیاهشناسی تفلیس (Tbilisi Botanical Garden) رفتم. این باغ با گونههای مختلف گیاهی و آبشارهای زیبا، جایی بود که حس کردم در قلب طبیعت غوطهور شدهام. صدای پرندگان و مناظر سرسبز باغ، حس آرامش و شادابی به من داد. یکی از جذابترین بخشها، پل شیشهای معلقی بود که دیدی شگفتانگیز از باغ ارائه میداد. نهار را در "رستوران ماسپیندزلو" (Maspindzelo Restaurant) خوردم و “چاکاپولی” (Chakapuli)، خوراکی از گوشت بره با سبزیجات تازه و طعم ترش، را چشیدم که بسیار خوشمزه بود.

روز چهارم: گالریهای هنری
روز چهارم به خیابان روستاولی (Rustaveli Avenue)، خیابان اصلی تفلیس رفتم. این خیابان با فروشگاهها، کافهها و ساختمانهای تاریخی پر بود. ابتدا از تئاتر اپرا و باله تفلیس (Tbilisi Opera and Ballet Theatre) بازدید کردم که معماری آن با جزئیات خیرهکنندهاش مرا به وجد آورد. سپس به موزه ملی گرجستان (Georgian National Museum) رفتم و با تاریخ و فرهنگ این کشور آشنا شدم. اشیای باستانی، جواهرات قدیمی و نقاشیهای تاریخی نمایشدادهشده در موزه بسیار جالب بودند.
بعد از آن، به یکی از گالریهای هنری محلی رفتم و نقاشیها و صنایع دستی هنرمندان گرجی را دیدم. هنر گرجستان با رنگها و طرحهایش مرا شگفتزده کرد. عصر را با خوردن “پخالی” (Pkhali)، نوعی پیشغذای گیاهی و مزهدار، در یکی از کافههای دنج خیابان گذراندم. این خیابان، با حال و هوای زنده و پرجنبوجوشش، یکی از بهترین تجربههای سفرم بود.
شما برای تجربه این غذاها و رستورانها و همچنین این خیابانهای زیبا، در ابتدا تور اقساطی تفلیس را رزرو کرده، سپس با تیم کوچینه برای دریافت اطلاعات بیشتر در ارتباط باشید!

روز پنجم: اسکی و برف
این روز را به بازدید از متسختا (Mtskheta)، پایتخت قدیمی گرجستان اختصاص دادم. کلیسای جامع سوتیتسخولی (Svetitskhoveli Cathedral) با معماری چشمگیر و مناظر خیرهکنندهاش مرا مجذوب کرد. فضای معنوی کلیسا حس آرامشی بینظیر به من داد. سپس به صومعه جوری (Jvari Monastery) رفتم که در بالای تپهای قرار دارد و دیدی شگفتانگیز به تلاقی دو رودخانه فراهم میکرد.
بعد از آن، به گودائوری (Gudauri) رفتم، جایی که اسکی و فعالیتهای زمستانی جذابیت خاصی به سفر افزود. مناظر کوهستانی اطراف، پوشیده از برف، نفسگیر بود. حتی اگر اسکی نکنید، اینجا مکانی برای لذت بردن از طبیعت و آرامش است. شب به تفلیس برگشتم و آخرین شامم را در "رستوران برجومی" (Borjomi Restaurant) خوردم. اینبار “متسوادی” (Mtsvadi)، کباب گرجی را امتحان کردم که طعم دودی و دلچسبی داشت.

روز ششم: خداحافظی با تفلیس
صبح آخر را به خرید سوغاتی اختصاص دادم. از بازارچه محلی، شالهای پشمی، چای گرجی و زیورآلات سنتی خریدم. در مسیر برگشت به فرودگاه، به این فکر میکردم که تفلیس برایم فراتر از یک مقصد گردشگری بود؛ این شهر، تجربهای از فرهنگ، طبیعت و مهماننوازی بود که همیشه در خاطرم باقی خواهد ماند.
پایان سفرنامه
این سفر، خاطرهای ماندگار و پر از لحظات ناب برایم به ارمغان آورد. امیدوارم شما هم روزی به تفلیس سفر کنید و زیباییهای این شهر را از نزدیک ببینید. اگر دغدغه مالی دارید، میتوانید تور بدون پیش پرداخت تفلیس را رزرو کرده تا با خیال راحت و بی دغدغه مالی به دل این تجربه بینظیر بزنید! کوچینه بهترین شرایط اقساط را تنها با 2.5 درصد سود ماهیانه دارد.